انقلاب بلاکچین بزرگ تر از انقلاب اینترنت

گفت و گو با امیرعباس امامی بنیانگذار استارت آپ «کارچین»

بیش از 10 سال سابقه فعالیت در حوزه مالی و سرمایه‏گذاری دارد و چند سالی است در حوزه نوآوری با تمرکز بر استارت آپ‏های حوزه بلاکچین فعالیت می‏کند. امیرعباس امامی، پیش‏زمینه تحصیلی اش مهندسی صنایع است، ولی بعدتر با تغییر شاخه تحصیلی اش رشته اقتصاد می خواند و در حال حاضر هم دانشجوی دکتری اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس است.
او ایده پرداز و فاندر استارت آپ «کارچین» است که در حوزه بلاکچین فعالیت دارد. با این فعال استارت آپی درباره فعالیت های استارت آپ «کارچین» و همچنین فرصت ها و موانع پیش روی کسب و کارهای مبتنی بر بلاکچین در ایران به گفت و گو نشستیم که در ادامه می خوانید.

 



استارت آپ کارچین دقیقا با چه هدفی شروع به کار کرد و در حال حاضر بین کسب و کارهای مبتنی بر بلاکچین در ایران چه جایگاهی دارد؟
شروع فعالیت و تصمیم نهایی برای ورود به این حوزه به بهمن 96 برمی‏گردد. در آن زمان من به پشتوانه مجموعه گروه مالی و سرمایه‏گذاری شریف که خودم عضوی از این مجموعه بودم، به صورت جدی‏ بر تکمیل تیم و شروع فعالیت کارچین متمرکز شدم. هدف از راه اندازی کارچین، کاربردی کردن تکنولوژی بلاکچین و استفاده از ارزش‏های پیشنهادی‏ است که این تکنولوژی در اختیار ما قرار می‏دهد. اساسا یکی از مهم ترین کارکردهای این تکنولوژی این است که می‏تواند واسطه‏ها را حذف کند. یعنی هرجا واسطه‏ای باشد که به صورت متمرکز، اعتماد و ارتباط را بین افراد برقرار ‏کند، احتمالا بلاکچین می‏تواند همین وظیفه را به صورت غیرمتمرکز انجام بدهد. روزهای اول، ابهام اصلی این بود که با توجه به محدودیت‏های مقیاس‏پذیری پلتفرم‏های بلاکچینی مثل اتریوم، آیا امکان فنی پیاده‎سازی ایده‏ای مثل کارچین بر این بستر وجود دارد یا نه. تیم فنی ما چندین ماه روی این موضوع کار کرد و به یک راه حل خلاقانه خیلی خوب رسید. بعد از آن کار اصلی که جذب سرمایه است شروع شد. در حال حاضر بخش فنی در حال توسعه سمت بلاکچین و قراردادهای هوشمند است. به علاوه بخش‏های طراحی UI و UX اپلیکیشن‏ها در مراحل پایانی است. تیم مدیریتی هم متمرکز بر جذب منابع مالی برای تامین مالی توسعه فنی و مارکتینگ برگزاری ICO است.
ICO درواقع عرضه اولیه توکن، یکی از پرکاربردترین روش‏های تامین مالی استارت آپ‏های بلاکچینی است و به معنی پیش‏فروش توکن‏های یک پلتفرم برای تامین منابع مالی توسعه آن است. این روش در واقع نسل بعدی تامین مالی جمعی محسوب می شود.
 چه مسیری را از مرحله ایده پردازی استارت آپ تا اجرای عملیاتی آن گذراندید؟
ما به دلیل سال‏ها فعالیت در حوزه مالی و سرمایه‏گذاری، شناخت خیلی خوبی از این حوزه و چالش‏هایش داشتیم. از طرف دیگر به خاطر ارتباط با دانشگاه شریف و مرکز رشد و کارآفرینی دانشگاه، به مخزن غنی‏ از نیروهای فنی دسترسی داشتیم. تجربیات خوبی هم در حوزه استارت آپی و کارآفرینی داشتیم. جمع این ها انگیزه‏ای شد تا تصمیم بگیریم به صورت جدی وارد حوزه فین تک بشویم، چون عملا همه ملزوماتش را داشتیم. خط قرمزمان البته این بود که با توجه به وجود استارت آپ‏هایی زیادی که در حوزه پرداخت وجود داشتند، در این حوزه اصلا وارد نشویم.
برای شروع کار، ترندهای جهانی و داخلی را بررسی کردیم و 23 ایده حوزه فین تک و اینشورتک را استخراج کردیم. طی جلسات مختلف و غربالگری‏های داخلی در نهایت به یک ایده در حوزه بیمه جمعی رسیدیم. پروپزال ایده نهایی شد و برای شروع و گرفتن تایید نهایی، جلسه‏ای با مقامات عالی رتبه بیمه مرکزی تنظیم کردیم. در آن جلسه به صراحت به ما گفته شد به هیچ وجه اجازه فعالیت استارت آپ‏هایی با کانسپت ایده ما داده نمی شود و این خط قرمز بیمه مرکزی است. با این شرایط و مشورتی که با دوستان داشتیم به این جمع بندی رسیدیم که ما ظرفیت کافی برای صاف کردن این جاده را نداریم، هر چند به شخصه مطمئن هستم این ایده و ایده‏های مشابه به زودی در بازار ایران شروع به فعالیت خواهند کرد و رگولاتور بیمه هم مثل رگولاتور بانک به این درک می رسد که باید فضا را برای رشد این ایده‏ها باز کند.
به هر حال آن ایده کنار گذاشته شد، اما در بین بررسی 23 ایده‏، چندین استارت آپ بلاکچینی فین‏تکی هم وجود داشتند. به دلیل علاقه شخصی، تمرکزم را روی بلاکچین بیشتر کردم و در نهایت تصمیم بر این شد در این حوزه ورود کنیم. باز این جا خط قرمز ورود به حوزه ایجاد یک کریپتوکارنسی بود. یعنی نمی‏خواستیم یک رمزارز جدید بسازیم. می‏خواستیم سرویسی بر اساس این تکنولوژی ارائه کنیم که تا حد ممکن نو و بدیع باشد. دیدیم بلاکچین می‏تواند جایگزین واسطه‏ها بشود. بزرگ ترین پلتفرم‏های واسطه‏ای جهان را از پیام‏رسان‏ها و شبکه‏های اجتماعی گرفته تا دراپ باکس و اوبر و ایربی‏اندبی و اپ استورها و... بررسی کردیم. لیستی تهیه شد و باز با غربالگری در نهایت با توجه به شاخص‏های مختلفی که داشتیم به اوبر بلاکچینی رسیدیم.
 عمده چالش هایتان در مسیر پیشبرد استارت آپ کارچین چه بود؟
چالش‏های کارچین در مرحله اول مشابه چالش‏های همه استارت آپ‏هاست. با این حال به خاطر تکنولوژی بلاکچین و نحوه جذب منابع، چالش‏های ما به میزان قابل توجهی بیشتر هم می شد. به صورت خاص، چالش‏های کارچین را می شود در چهار دسته تقسیم بندی کرد؛ چالش‏های تامین مالی، چالش‏های تکنولوژی، چالش‏های رگولاتوری و چالش‏های تجاری. در تامین مالی به دلیل شکل جدید تامین مالی که از طریق واگذاری توکن پلتفرم کارچین است، سرمایه‏گذاران اولیه آشنایی کافی با این مفاهیم ندارند و این کار ما را کمی سخت می کند، به علاوه در حوزه بین المللی هم هرچند کارچین محدود به بازار ایران نیست، اما به دلیل شروع از ایران، بحث تگ ایران و مسائل تحریمی احتمالا بتواند مشکلاتی در این مسیر ایجاد کند. در خصوص تکنولوژی هم بالاخره بلاکچین تکنولوژی نوپایی است و ابهامات زیادی هنوز در این تکنولوژی وجود دارد. خیلی از مشکلات فنی ما واقعا در مرز دانش این حوزه است و راه حل قطعی برایش وجود ندارد. بحث رگولاتوری هم که همیشه برای همه مسئله بوده و در ایران این موضوع کمی جدی‏تر و با دردسر بیشتری همراه است. در آخر چالش‏های تجاری نیز چالش‏های طبیعی همه کسب و کارهاست. ما علاوه بر رقبای داخلی سنتی و رقبای بین المللی مثل اوبر، رقبای بلاکچینی بین المللی هم داریم. هر چند نکته مثبت این جاست که فاصله چندانی با این رقبای بلاکچینی نداریم و همه تقریبا با هم شروع کرده ایم.
 مدل درآمدی استارت آپ کارچین چگونه است؟
کارچین یک پلفترم غیرمتمرکز است، به این معنی که همه می‏توانند در مدیریت آن مشارکت کنند. بنابراین مدل درآمدی اش برای بازیگران مختلف متفاوت است. به صورت خاص دو بازیگر اصلی در مدیریت پلتفرم نقش دارند. یکی واحدهای احراز هویت هستند که نقش ثبت نام، احراز هویت و جذب راننده را بر عهده دارند و از این طریق کارمزد می‏گیرند و درآمد کسب می‏کنند. بازیگران بعدی هم نودهای اتصالگر هستند که وظیفه شان اتصال رانندگان به مسافران است که باز هم مدل درآمدی دریافت کارمزد است. به علاوه رانندگان به عنوان یکی از مهم ترین بازیگران، از طریق دریافت کرایه در ازای خدمت درآمد کسب می‏کنند.
منفعت سرمایه‏گذاران و بنیانگذاران این پلفترم نیز از طریق مالکیت بخشی از کل توکن‏های کارچین تامین می شود. در واقع این ها به جای یک جریان درآمدی، منفعت سرمایه‏ای (Capital Gain) کسب می‏کنند. بنابراین از آن جا که تیم کارچین منفعتی جز توکن‏ها ندارد، این اطمینان برای سایر سرمایه‏گذاران وجود خواهد داشت که حداکثر تلاش و انگیزه برای تیم کارچین برای موفقیت پروژه وجود دارد. با موفقیت پروژه و متناسب با افزایش تعداد سفرها، با توجه به نحوه طراحی معماری کارچین و نقش توکن در فرایند کار، تقاضا برای توکن‏ها بیشتر می شود و چون تعداد کل توکن‏ها ثابت است، قیمت توکن‏ها افزایش پیدا می‏کند. این مدل کسب و کار مدل رایجی در پلفترم‏های بلاکچینی است.
 آیا تحریم ها و نوسانات ارزی این سرویس بلاکچینی را هم تحت تاثیر قرار داده است؟
تحریم ها فضای کلی ورود منابع بین المللی به اکوسیستم نوآوری کشور را به شدت تحت تاثیر قرار داده و کارچین هم از این محدودیت لطمه خورده است، به علاوه در عرضه عمومی بین المللی توکن‏های کارچین هم بحث تحریم ممکن است مسئله ساز شود، هرچند ما راه‏حل‏های خوبی برای این مشکل داریم. از طرف دیگر نوسانات نرخ ارز، همان اندک سرمایه موجود در اکوسیستم را هم قفل کرده و کمتر سرمایه‏گذاری در این شرایط ناپایدار حاضر می شود ریسک بیشتری را به سرمایه‏اش تحمیل کند و روی استارت آپ‏ها سرمایه‏گذاری کند.
با این حال ما ناامید نیستیم و برای هر مشکلی راه حلی پیدا می‏کنیم. یکی از قسمت‏های پر لیوان این است که اگر راهی برای جذب سرمایه خارجی پیدا بشود، به خاطر افزایش قیمت ارز، با ارز کمتری می شود منابع ریالی بیشتری تامین کرد و این جذابیت استارت آپ‏های ایرانی را برای خارجی‏ها بیشتر می کند.
 وضعیت سرویس هایی را که در ایران در حوزه بلاکچین کار می کنند، چطور ارزیابی می کنید؟
مثل همه جای دنیا در ایران هم فعلا بزرگ ترین ابهام و مشکل حوزه قانونگذاری و رگولاتوری است. همین مسئله باعث شده است که خیلی از مجموعه‏ها ریسک حضور و فعالیت جدی در این حوزه را قبول نکنند. با این حال اکوسیستم در این چند سال فعالیت‏های خیلی خوبی داشته و به مرور تعداد افراد فعال در اکوسیستم در حال افزایش است. هر چند وزن افراد فنی اکوسیستم نسبت به سایر رشته‏های مورد نیاز مثل اقتصاد، حقوق، مدیریت، مالی و... خیلی بیشتر است، اما به مرور این اکوسیستم دارد به سمت بلوغ حرکت می کند. شاید در فضای غیررگوله، کسانی که بیشتر روی حوزه‏های آموزش یا توسعه بلاکچین‏های خصوصی فعالیت می‏کنند موفق‏تر باشند و در ادامه با ایجاد بسترهای مناسب حقوقی و قانونی جا برای توسعه پلتفرم‏ها و استارت آپ‏های مبتنی بر بلاکچین‏های عمومی هموارتر بشود. به هر حال امروز فعالیت‏ها در این حوزه اغلب یا در حوزه خرید و فروش و اکسچنچ است یا مشاوره و توسعه بلاکچین‏های خصوصی یا آموزش. اخیرا اما با فعالیت پروژه ققنوس به دلیل پشتوانه شرکت توسن و چهار بانک بزرگ کشور، فکر می کنم مسیر رگولاتوری و بسترسازی این حوزه را با سرعت خیلی خوبی به پیش برود و نهادهای حاکمیتی و خصوصا بازارهای مالی و بانکی را با کارکردهای این تکنولوژی آشنا کند که برای توسعه اکوسیستم بلاکچینی خیلی می‏تواند مفید باشد. هر چند پروژه‏های خوب دیگری مثل «سککوک» هم راه‏اندازی شده که تا حد زیادی هم توانسته اند به اهدافشان برسند.
 چشم اندازتان در مورد کارچین و همین طور وضعیت بلاکچین در ایران چطور است؟ فکر می کنید در چند سال آینده، این اکوسیستم می تواند به اشتغال زایی گسترده منجر شود؟
طبیعی است که به عنوان فاندر کارچین، چشم انداز خیلی خوبی را برای پروژه کارچین می‏بینم و این چشم انداز البته بی دلیل نیست. حوزه حمل ونقل یک حوزه رو به رشد است، فرهنگ پلتفرم‏های غیرمتمرکز در حال گسترش است و آگاهی جمعی نیز در این حوزه در حال افزایش است. هزینه‏های توسعه و اجرایی رقبای سنتی ما نیز در حال افزایش است و مجبور هستند کارمزدهایشان را افزایش بدهند. جالب است بدانید اوبر در سه ماهه اول سال 2019 یک میلیارد دلار ضرر داشته است. هر چند بخشی از این ضرر ناشی از هزینه‏های توسعه‏ای است، اما به هر حال فشار زیادی را به این شرکت برای افزایش کارمزدها وارد می‏کند. رسیدن کارمزدها به حدود 30 درصد برای اوبر و در میان مدت برای نمونه‏های داخلی‏اش دور از ذهن نیست. در این فضا پلتفرم‏های غیرمتمرکز حمل ونقلی مثل کارچین به دلیل کاهش ذاتی کارمزدها که کمتر از 10 یا حتی 5 درصد خواهد بود، می‏توانند خیلی جذاب باشند. نکته قابل توجه پلتفرمی مثل کارچین این است که از تمام ظرفیت فعالان اقتصادی محلی استفاده می کند و این طور نیست که با ورودش به شهری لزوما کسب و کارهای محلی را از بین ببرد. در واقع آن ها نیز به سیستم محلق می شوند و در ازای ارائه سرویس، کارمزد خودشان را در یک فضای رقابتی دریافت می کنند. همچنین نکته مهم دیگر این است که در حوزه بلاکچین نمی شود رقمی برای تعداد و میزان اشتغال ارائه کرد، چون این تکنولوژی یک تکنولوژی زیرساختی است، چیزی شبیه به اینترنت. یعنی نمی‏شد مثلا در سال 2000 گفت در دو دهه آینده، اینترنت برای چند نفر اشتغال ایجاد خواهد کرد، ولی امروز می‏دانیم که شغل‏ها و فعالیت‏های زیادی در حوزه‏ها و زمینه‏های مختلفی بر بستر اینترنت شکل گرفتند و هر روز هم بر تعدادشان اضافه می شود. به هر حال انقلاب بلاکچین چیزی از جنس انقلاب اینترنت خواهد بود، با ابعادی بسیار بزرگ تر و وسیع‏تر.

منبع: مجله دانش بنیان