انقلاب ابداع و اقتصاد استعداد

پرویز کرمی؛ دبیر ستاد فرهنگسازی اقتصاد دانش بنیان و توسعه صنایع نرم و خلاق

گاهی اوقات، بعضی از آگهی های تلویزیونی را که می بینم، تا مدت ها به فکر فرو می روم. البته نه به خاطر جذابیت یا خلاقیت هایی که این تبلیغ ها دارند، بلکه به دنبال پاسخ به یک «چرا؟» هستم. با خودم می گویم، اگر یک فرد خارجی یا کم اطلاع و ناآگاه، بخواهد از روی این آگهی ها، به نوع و میزان تولید، خلاقیت، فناوری و توسعه صنایع ما پی ببرد، چقدر ما را فقیر و تهیدست خواهد دید.

برخی از این محصولات که تبلیغ پرتکرار می شوند، آنقدر ابتدایی و کم اهمیت هستند که جز تعجب، هیچ واکنش دیگری نمی شود نسبت به آن داشت. آن وقت آن «چرا؟» شروع می کند در مغزمان دوران کردن که چرا با این همه توانمندی و داشته، ما باید شاهد تبلیغ اجناسی باشیم که نه جزو نیازهای روزمره یا ضروری هستند و نه در درجه بالای اعتبار خلاقانه و فناورانه واقع اند. یک عادت ناشایستی هم که در این تبلیغات، جاری شده این است که به زور جایزه و وعده های مالی، می خواهند هر طور که شده اجناس شان را بفروشند. در حالی که مردم آگاه اند و کیفیت و خلاقیت برایشان اهمیت دارد، نه جایزه و رنگ و لعاب.

نگاهی به فهرست شرکت های خلاق و دانش بنیان ایرانی می اندازم. نزدیک به ده هزار تا می شوند. یعنی حداقل بیش از ده هزار محصول فناورانه، خلاقانه و نوآورانه تولید می کنند اینها. از این میان، اگر به فرض محال، فقط یک درصدشان، امکان تبلیغ کردن داشته باشند، می شود حداقل 100 محصول. خب، اینها کجا هستند؟ چرا مایه فخر و مباهات مملکت مان را درست و حسابی، از رسانه ها نمی بینیم؟ اینها عصاره وجود جامعه جوان و پویای ما هستند.

در اینجا، فرهنگ و هنر، علاج واقعه است. خوشبختانه وزیری حاذق و جویای نوآوری، اکنون بر مسند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نشسته است. محمدمهدی اسماعیلی را می گویم. می دانم که برای نشان دادن داشته هایمان در عرصه فرهنگ و هنر، صنایع فرهنگی و اقتصاد خلاق، بی قرار است و پای کار. یکی دیگر از وزرای مان که می دانم اثرگذاری اش بسیار خواهد بود و با دنیادیدگی اش زیر میز رخوت، سستی و کم کاری در این حوزه خواهد زد، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی است؛ عزت خان ضرغامی. سابقه و صبغه اش در حوزه فرهنگ و رسانه و اینک حضورش در عرصه میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی که ارتباط مستقیم با صنایع فرهنگی و خلاق دارد، امیدم را برای بهتر شدن اوضاع، دوچندان کرده است. با شناختی که از مدیران رسانه ها و به ویژه سازمان صدا و سیما دارم، می دانم که آنها نیز به روی سخن تازه، لبخند می زنند.

خب، همه چیز مهیاست. زیست بوم نوآوری و صنایع خلاق، در جای جای ایران اسلامی، ریشه دوانده و هر روز، هزاران اتفاق و تصمیم برای پیوستن به آن، وجود دارد. حساب ویژه هم می شود روی دیگر وزرا و روسای سازمان های مربوطه باز کرد. چرا که ما اکنون «سند ملی توسعه فناوری های فرهنگی و نرم» را در دستور اجرایی شدن داریم که 22 وزارتخانه، نهاد و سازمان را قرار است زیر یک چتر و ستاد گرد آورد و با کمک اجرایی «خانه های خلاق و نوآوری»، سوت راه افتادن قطار شرکت های خلاق و نوآور و شکل گیری «اقتصاد خلاق» را به صدا در آورد.

از دیگر سو، با مساعدت نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی، در قانون جهش تولید، نقش ویژه ای هم برای «شرکت های خلاق» در نظر گرفته شده است. شرکت های دانش بنیان و خلاق و صاحبان جوان و با انگیزه شان هم که پرشمارند و پای کار. اینک رسیدن به یک اجماع و حرکت به سمت روزهای روشن «ما می توانیم» و «ایران قوی» است. برای رسیدن به آن شرایط مطلوب، ما نیاز به یک «انقلاب ابداع» داریم. یعنی اینکه همه وجوه و ابعاد ساختاری کشور، باید به سمت خلاقیت، تغییر رویکرد بدهند. در نتیجه، اقتصاد ما بر مبنای خلاقیت، غنی تر می شود و رانت و واسطه گری، عقب می نشیند. صنایع مان هم با رویکردهای فرهنگ غنی هزاران ساله مان، بومی می شوند و پویایی خیره کننده ای به دست می آورند. بنابراین، ابداع و نوآوری در همه شئون و عرصه ها، یک مطالبه و یک فرهنگ می شود برای تحقق «اقتصاد خلاق» در کشور.

می دانید که فرهنگ بر سخت ترین چیزها هم کارگر است و چیره. از سوی دیگر، ما استعدادهای جوان، خلاق و متخصص فراوان و پرشماری در کشور داریم. استعدادهایی که دوست و دشمن، همسایه نزدیک و دور، جملگی چشم به آنها دارند و آرزوی داشتن شان را. برای آنکه بتوانیم بهترین استفاده را از این استعدادها داشته باشیم، می باید که توانمندی هایشان را در چرخه اقتصادی کشور، بیش از پیش، وارد کنیم. زمینه و زمانه این کار، اکنون مهیاست. همانطور که پیش تر هم گفته بودم، فعالیت 10 هزارتایی شرکت های دانش بنیان و خلاق، همان چیزی است که می توانیم بر مبنای اش، «اقتصاد استعدادها» را شکل دهیم. این شرکت ها، محل جذب، جمع، بروز و ظهور استعدادهایمان هستند. همه اینها در داخل زیست بوم نوآوری و صنایع خلاق، گرد هم آمده اند و شبکه ای نخبگانی را تشکیل داده اند و دنیایی از اراده و عمل اند و تجلی آیه « کم من فئةٍ قلیلةٍ غلبت فئةً کثیرةً بإذن اللّه» (چه بسیار گروه‌های کوچکی که به فرمان خدا، بر گروه‌های عظیمی پیروز شدند) . اگر از این جماعت بخواهیم، می توانند کوه ها را برایمان جابه جا کنند؛ کوه هایی که مزاحمند در اقتصاد، صنعت، تجارت، توسعه و صنایع فرهنگی.

یک نکته مهم دیگر وجود دارد؛ بنا بر پیش بینی مجمع جهانی اقتصاد، در چند سال آینده، تغییرات وسیعی در عرصه مشاغل خواهیم داشت و به واسطه توسعه فناوری، محصولات فناورانه دائما به بازار می آیند و جای یکسری از وسایل و اشخاص را می گیرند. بر همین اساس، برخی از مشاغل به مرور از بین می روند و عده ای هم بیکار. اما ما، کشوری هستیم با فرهنگ و تمدن غنی و قوی. بنابراین با آموزش و مهارت های لازم و بهره مندی از تجربیات بومی مان، در مواجهه با مخاطرات آینده اشتغال، می توانیم پلتفرم و زیرساخت هایی را بنا سازیم که نه تنها، جلو از بین رفتن برخی از شغل ها را می گیریم، بلکه با رویکردهای خلاقانه و نوآورانه در عرصه صنایع فرهنگی، به آنها جایگاهی جهانی و همه پسند اعطا می کنیم و اشتغالزایی و ثروت افزایی چشمگیرتری را فراهم می سازیم.

پس اینک، همه چیز برای انجام کارهای بزرگ و تغییر حال و هوای کشور به نفع شادابی و رضایت مردم، فراهم است. میدان مهیاست؛ زیست بوم نوآوری و خلاق. سورنا ستاری معاون علمی و فناوری رییس جمهوری، در کنار دانش بنیان ها و استارتاپ ها، با اندیشه بلند و روحیه خستگی ناپذیرش در مسیرهای رو به جلو حرکت می کند. مسوولان خوشفکر و تازه نفس هم وارد میدان شده اند. مردم منتظرند. ستاد فناوری های نرم و توسعه صنایع نرم و خلاق نیز در خدمت. یا علی.

منبع: isti.ir