صفحه اصلی > اخبار > برگزیده ها 


  چاپ        ارسال به دوست

به بهانه دیدار استعدادهای برتر علمی با رهبر فرزانه انقلاب

جوانان سعادتمند و پند پير دانا

*پـرويـز کـرمـي*

مي‌توانيم خوشحال باشيم که جامعه‌مان «جوان» است و براي سازندگي، نيروي جوان و شاداب و پرانرژي کم ندارد. جوانان شادابند و در هر کاري که وارد شوند به اقتضاي جواني شادابي و نشاط را وارد مي‌کنند. جاي گفت‌وگو ندارد که رونق اقتصادي، پيشرفت علمي و تحصيل ثروت از دانش در فضايي تحقق مي‌يابد که شادابي و نشاط و اميد فراگير شده باشند. جوامع پير خودبه‌خود افسرده و بي‌رمق مي‌شوند و کرختي و بي‌حوصلگي بر سرشان سايه مي‌اندازد. بعضي جوامع که رو به پيري هستند، حق دارند نگران باشند که از توسعه و پيشرفت باز بمانند. پيرها کارهايشان را کرده‌اند و به قول قديمي‌ها آردهايشان را بيخته‌اند و الک‌هايشان را آويخته‌اند و ديگر افقي دست‌نيافتني مقابل خود نمي‌بينند. برعکس، جوان‌ها نيروي فوق‌العاده دارند که پيشرفت کنند و به افق‌هاي دست‌نيافتني دست يابند. جوانان انگيزه‌هاي بسيار دارند و جوياي نام و نان هستند. از منظر ديني، «جديدالعهد» هستند و از اين حيث، دلِ صاف‌تر و روحِ باطراوت‌تري دارند. هنوز گرد گناه و مناسبات مادي روي آينه قلبشان ننشسته و ملاحظات نفساني دست و پايشان را نبسته است. دليل اصلي اينکه بعضي پيرها محافظه‌کارتر و محتاط‌ترند همين است که از عهد خود دور شده‌اند. البته از ياد نبريم که پيري، تجربه و خرد و هوشياري و فرزانگي هم ضميمه خود دارد. البته اين ضمايم را مساوي و رايگان به پيرها نمي‌دهند. هر پيري صرف پير بودن، باتجربه و خردمند نمي‌شود. خيلي از پيرها عمر هدر داده‌اند و ريش و مو را در آسياي غفلت سفيد کرده‌اند. اما بعضي‌ها هم هستند که براي سفيدي مو زحمت بسيار کشيده‌اند و تلاش فراوان کرده‌اند. «موي سفيد را فلکم رايگان نداد» معني‌اش همين است که دوره پيري از پس تجربه‌ها و ديدارها و معاشرت‌ها و... مي‌رسد، نه از پس سال‌ها. «سال» بر هر که بگذرد، او پير مي‌شود. گياه و نبات و جماد و حيوان هم محکومند که از پس گذر ساليان پير شوند. صرف گذر ساليان ارزشمند نيست و موجب نمي‌شود که پيران را بر جوانان مقدم داريم. حتي گاهي پيري مترادف نسيان و زوال عقل است. آدمي که عمر به غفلت گذرانده باشد، نمي‌تواند از خرد و دانايي بهره‌مند شود، اما کسي که غافل نبوده و به ديده اعتبار در دنيا و اخبار دنيا نگريسته باشد و دانش و دين و اعمال نيک ذخيره کرده باشد، هر چقدر که مسن‌تر شود، فرهيخته‌تر و فرزانه‌تر و خردمندتر هم مي‌شود. قديمي‌ها گفته‌اند «آنچه جوان در آينه بيند، پير در خشت خام بيند» و منظورشان اين بوده که تجربه حيات چشم دل آنها را باز مي‌کند و حقايق عالم را برايشان مکشوف مي‌سازد. از اين جهت پيرها برکت زندگي‌اند و قدر زندگي را بيشتر مي‌دانند. آنها سرد و گرم روزگار را چشيده‌اند و صاحب فراستي شده‌اند که مي‌توانند از پس ظواهر پي به بواطن ببرند. بي‌جهت نبوده است که بشر در طول تاريخ پيران را بر صدر مي‌نشانند و از حکمت و دانش ايشان بهره مي‌برند. سعدي مي‌گويد حال و روز جهان و اقتضائات دنيا طوري است که اگر کسي بخواهد درست زندگي کند، ناچار است دو بار زندگي کند. براي اينکه يک نامه خوب و بي‌غلط بنويسيم، اول بايد تمرين کنيم و چرک‌نويس کنيم. اگر چرک‌نويس مورد قبول بود و عيب و ايراد نداشت، آنگاه مي‌توان با خيال راحت پاک‌نويسش کرد. زندگي ‌هم همين است. يک ‌بار بايد چرک‌نويسش کرد و تجربه اندوخت و بار دوم موقع پاک‌نويس، آن تجربه‌ها را به کار بست. تعبير سعدي رساتر است: «مرد خردمند هنرپيشه را/ عمر دو بايست در اين روزگار/ تا به يکي تجربه اندوختن/ با دگري تجربه بردن به کار». پيران در واقع چون قبلا زيسته‌اند، مي‌توانند جوان‌ترها را راهنمايي کنند تا پاک‌تر و درست‌تر زندگاني کنند. پيرها را از اين‌رو مشير و مشاور برمي‌گزينيم که مي‌دانيم آنها به پيچ و خم زندگي آشنا هستند و راه درست و غلط را مي‌شناسند. کسي که در سايه مشورت پيرها زندگي مي‌کند عين خردمند هنرپيشه‌اي است که دو بار زندگي مي‌کند. راهنمايي و پند پيران نيز از اين حيث ارزشمند است که آنها دقيق‌تر و درست‌تر به جهان نگاه مي‌کنند. اينکه بزرگان، جوانان سعادتمند را دعوت به شنيدن پند و موعظه پيران مي‌کنند دليلش همين است که ارزش تجربه و دانش را مي‌دانند... از آن‌ طرف هم پيران قدر نيرو و توان و همت جوانان را مي‌دانند. در سايه پند و وعظ و راهنمايي فرزانگان و خردمندان، جوانان هم مي‌توانند افق‌هاي دست‌نيافتني را به دست بياورند...

 منظورم از بيان اين چيزها اين است که قدر پيرها و جوان‌هاي کشور را بدانيم. کسي که مي‌تواند کار کند و چرخ‌هاي صنعت و اقتصاد و کشاورزي را به حرکت دربياورد و کشور را به مرزهاي توسعه و پيشرفت برساند، به قطع و يقين همين جوانان جديدالعهدند. مفاهيمي چون اقتصاد دانش‌بنيان، کسب و کارهاي جديد و نوآور. توليد ثروت و عبور از مرزهاي دانش کار همين جوان‌ها است. اينها نيرو و انگيزه فوق‌العاده دارند و به علم و فضل نيز مجهزند. در هيچ دوره‌اي مثل امروز در کشور جوانان فاضل و ساعي و پرشور و حرارت نداشته‌ايم. جوانان ديروز هم فوق‌العاده بودند و با همتي فوق‌العاده انقلاب کردند و به بهترين نحو از کشور و انقلاب دفاع کردند. اما آنچه توفيق را رفيق راه جوانان کرد، هدايت و حمايت پير فرزانه‌اي چون خميني بزرگ بود که جوانان سر به اطاعتش داشتند و اوامرش را به گوش جان مي‌شنيدند. دنياي امروز اقتضائات خاص خودش را دارد. در ظاهر خيلي چيزها عوض شده است حتي بعضي مفاهيم تغيير کرده‌اند در باطن جهان همچنان برنداري مي‌گردد که قبلا مي‌گشت. ما کارهاي فراواني پيش رو داريم. خدا را شکر تجربه‌هاي گران قدري هم به دست آورده‌ايم. تجربه پيران را اگر با قدرت و نشاط جوانان درآميزيم کاري نخواهد بود که از پسش برنياييم. بايد خدا را شکر کنيم که امروز جوانان فوق‌العاده نجيب و باصفا و دلسوزي داريم که آستين بالا زده‌اند تا کارهاي کارستان کنند. بار زمين‌مانده اقتصاد مقاومتي و دانش‌بنيان را به قطع و يقين کسي جز اين جوانان نمي‌تواند بلند کند. همچنين هيچ‌کس مثل اين جوانان متخصص با مفاهيم امروزي آشنا نيست. دنيا تغيير کرده و بهتر از هر کسي جوانان خود را با اين تغييرات تطبيق داده‌اند اما اگر هر کسي به حقيقت سر جاي خودش بنشيند، آن‌وقت بسياري از کارهاي نشدني ميسر خواهد شد. عدالت هم همين را حکم مي‌کند که هر کسي سر جاي خويشتن بنشيند تا نشيند هر کسي اکنون به جاي خويشتن. اتفاقا فرزانگان و خردمندان جامعه قدر جوانان را مي‌دانند و خداوند را شاکرند که از چه نعمت بي‌کراني اين کشور را متنعم ساخته است. به گفته مديران عالي‌رتبه نظام که دقت کنيم مي‌بينيم که آنها بهتر از هر کس ديگري بر وجود اين نعمت گران‌بها واقفند و جامعه را نيز سفارش مي‌کنند تا از جوانان غفلت نکنند و فرصت کار و تلاش را از ايشان دريغ ندارند. هر طور هست بايد جلو رخنه ويروس‌هاي افسردگي و ياس را بگيريم تا خداي‌ناکرده به قلب و ذهن جوانان نفوذ نکنند. دقت که بکنيد مي‌بينيد نگراني پير فرزانه‌مان رهبر حکيم انقلاب نيز در ديدار اخير همين است که مبادا به اين جوانان بي‌اعتنايي شود و فرصت لازم در اختيارشان قرار نگيرد. نبايد فرصت را از اين جوانان دريغ کنيم، بلکه بايد شرايط را طوري آماده کنيم تا فضاي کار و تلاش براي جوان‌ها تنگ و عذاب‌آور نباشد. صريح بگويم که اگر بخواهيم به افق‌هاي توسعه دست يابيم، اگر بخواهيم اقتصاد دانش‌بنيان را بنيان نهيم، اگر بخواهيم به مرزهاي دانش برسيم، چاره‌اي نداريم از اينکه ميدان را براي حضور پررنگ‌ جوان‌تر‌ها خالي بگذاريم. اما جوان‌ها هم بايد قدر پيران را بدانند. در سايه راهنمايي فرزانگان و هدايت‌هاي داهيانه خردمندان مي‌توانيم ضريب خطاهايمان را کاهش دهيم و کشور را آنچنان‌که شايسته نام ايران عزيز است، بسازيم. موسي جلودار است بر هامون بتازيم. پيرها قدر جوان‌‌ها را بدانند و جوان‌ها از پيران اطاعت کنند و پندشان را به گوش جان بشنوند.


ان‌شاءالله تعالي.


مشاور معاون علمی وفناوری رئیس جمهور 

و دبیر ستاد توسعه فرهنگ علم ، فناوری و اقتصاد دانش بنیان 

 

 


٠٩:٥٠ - 1394/08/05    /    شماره : ٩٥٨٩    /    تعداد نمایش : ٤٧١


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر: