صفحه اصلی > اخبار 


  چاپ        ارسال به دوست

گفتگو با بیژن محمدی مدیر شرکت هوایی سیگما

توانايي تامين انواع پهپاد را در کشور داريم

 

دکتر بيژن محمدي متخصص سازههاي هوايي است و در هر سه مقطع کارشناسي، ارشد و دکترا همين رشته را دنبال کرده است. او در حال حاضر عضو هيئت علمي دانشگاه علم و صنعت و مديرعامل شرکت دانشبنيان هوايي سيگماست. با او درباره پهپادها، شرايط کشور در اين حوزه و اينکه چه کمبودهايي داريم و براي رسيدن به نقطه ايدهال چه بايد بکنيم، گفتوگو کرديم. محمدي معتقد است ما توانايي تامين پهپادها را در انواع حوزههاي نظامي و غيرنظامي در داخل کشور داريم، اما نسبت به فروشمان تا امروز غفلت کردهايم.

 

¡ لطفا توضيح مختصري در مورد سازه که تخصصتان و پهپاد که زمينه فعاليت حرفهاي شماست، بفرماييد. شرايط کشور در اين زمينه در حال حاضر چگونه است؟ در مقايسه با شرايط بينالمللي چقدر نياز به تلاش بيشتر در اين حوزه داريم؟ چه فعاليتهايي بايد انجام شود که به آن جايگاهي که بايد برسيم؟

سوال شما دو بخش کاملا مجزا را شامل ميشود که بايد به صورت مجزا نيز توضيح داده شود. سازه بحث عام يک زيرسيستم محسوب ميشود و تا به امروز که در خدمت شما هستيم، چه در داخل کشور و چه در دنيا روشهاي توليد و روشهاي طراحي مختلفي در اين حوزه مورد استفاده قرار گرفته است. امروزه هم در دنيا و هم در کشور در صنعت هوايي چه در هواپيماي با سرنشين و چه در هواپيماي بدون سرنشين رفتهرفته سازهها به سمت سازههاي کمپوزيتي در حال حرکت ميروند. اين امر دلايل متعددي دارد و براي کشور ما مهم است، چون براي استفاده از اين سازهها نيازمندي زيرساختي کمتري ممکن است مطرح باشد و به عبارتي ميتوان از روشهاي کاملا سنتي يا به اصطلاح روشهاي اوستا کاري براي توليد يک سازه کمپوزيتي استفاده کرد. يقينا دقتهاي آن و کيفيت ساخت ميتواند افت کند. همچنين اين سازهها سبک هستند، يعني نسبت وزني آن به استحکام بيشتر است و از نظر شکلدهي و فرمدهي از سازههاي فلزي راحتتر هستند، تعداد قطعه کمتري نيز دارند و در سازه کمپوزيتي يک بال رو را با چهار تا پنج تکه ميتوان ساخت. در کنار مزيتها، نقاط ضعف هم ميتوانند داشته باشند. مثلا در حال حاضر شناسايي کردن نقاط ضعف و آسيبهايي که در يک سازه کمپوزيتي وجود دارد، خيلي امکانپذير نيست يا بهسختي انجام ميشود. شايد بخشي به اين دليل باشد که قدمت سازههاي فلزي براي به کارگيري در سازههاي هوايي به گونهاي بوده که فرصت بيشتري براي بحثهاي پايش سلامت براي آنها وجود داشته است. چگونگي عملکرد آن در شرايط آب و هوايي و در شرايط اجرايي مختلف سنجيده شده است. اين فرصت اگر براي سازههاي کامپوزيتي نيز مهيا باشد، بهمرور ميتوان همان روشها حتي روشهاي جايگزين را براي سازههاي کمپوزيتي به کار برد. در کل سازههاي کمپوزيتي نسبت به سازههاي فلزي ارجحيت دارند. اين توضيح مختصري در مورد سازه است.

در مورد پهپادها ميتوان گفت با حرکت دنياي امروز به سمت مکانيزه شدن و اينکه نيروي انساني حداقل نقش را داشته باشد، کاربردها و کاراييهاي بيشتري خواهند داشت. اگر ده سال پيش خبري ميخوانديم که شرکت آمازون براي جابهجايي کتاب قصد دارد از پهپاد استفاده کند، باورنکردني به نظر ميرسيد، ولي اکنون اين موضوع رفتهرفته به امري عادي تبديل ميشود. همين داستان ممکن است امروزي که اينجا هستيم در حوزه امدادرساني، رساندن مجروحين، رساندن تجهيزات پزشکي در ترافيکهاي سخت و... اتفاق بيفتد و اين امور امروز غريب باشند، ولي قطعا با توجه به اخبار و اطلاعات موجود، در چند سال آينده امري طبيعي خواهد بود. صنعت پهپادي در کشور ما در حوزه نظامي در حد قابل قبول و قابل توجهي رشد کرده است. در حوزههاي غير نظامي (CIVIL)، ميتوان گفت کمترين توجه به آن شده است. در اين حوزه با توجه به وارداتي که صورت گرفته است، براي کاربردهايي مثل فيلمبرداري و جلوههاي ويژهاي که در سينما وجود دارد، در فيلمبرداريهاي هوايي که در استاديومها اتفاق ميافتد، کارهاي فانتزي ديگري که انجام ميشود، جاي خودش را در صنعت باز کرده است. به نظر ميآيد اين صنعت از وضعيت بکر گذشته خارج شده و به سمت کاربرديتر شدن پيش ميرود. منتها نکتهاي که وجود دارد اين است که بازار صد درصدي پهپادهاي غير نظامي را در اختيار خارج از کشور است. در واقع بالاي هشتاد تا نود درصد اين پهپادها از خارج از کشور و بيشتر چين ميآيند و اگر هم در داخل کشور ساخته شوند، از همون متدولوژي و فضاي کاربردي پهپادهاي چيني استفاده ميشود. در مبحث طراحي پهپادها در کشور فکر جدي نشده است، با وجود اينکه ميتوانسته خيلي وسعت داشته باشد و پهپادها امروزه در سراسر جهان کاربردهاي بسيار مهمي دارند که ما نيز ميتوانيم به آن توجه کنيم. پهپادها امروزه حتي در بخشي از کارهايي که قبلا از طريق ماهواره انجام ميشد نيز کاربرد دارند. از جمله بحثهاي GIS، سمپاشي، اطفاي حريقهاي کوچک، پايش خطوط انتقال نيرو، خطوط نفت و گاز، سدها و... اينها بحثهايي بسيار مهم هستند و سرمايهگذاري مشترک بايد صورت پذيرد. اين کاربردها صرفهجويي هزينهاي بالايي براي کاربران دارند. مثلا در خصوص انتقال گاز يا خطوط انتقال نفت، خطوط انتقال پروپيلن ما ميبينيم که روزانه پايشهايي با استفاده از ماشينها در امتداد اين خطوط اتفاق ميافتد و بعضا در حوزههاي صعبالعبور ديگر پايش صورت نميگيرد. در صورتي که در اين بخش ميتواند سرمايهگذاري شود و اين کار توسط اين پهپادها اتفاق بيفتد. در دنيا روز به روز استفاده از پهپادها افزون ميشود. حالا در اينجا به بخش نظامي کمتر اشاره ميشود، ولي در بخش CIVIL ميتوان در بازار آينده، کاربردهاي متنوعي را متصور شد.

¡ مشکلي که در زمينه کاربردي کردن پهپادهاست، از شرکتهاست يا از ردههاي بالاتر مثل دولت نشئت ميگيرد؟ يعني دولت نتوانسته کامل اين ضرورت را نهادينه کند يا خود شرکتها به سمت آن نميروند؟ يعني در اين زمينه کمبودهايي داريم و چون کيفيت خوب نيست، شرکتها ترجيح ميدهند از آن استفاده نکنند؟

ترکيبي از اين مباحث ميتواند باشد. بيشتر فعاليتهايي که تاکنون در اين زمينه انجام شده است، در بخش دولتي بوده و بيشتر وزارت دفاع در اين حوزه سرمايهگذاري کرده است. بنابراين استانداردهاي نظامي خاص خود را دارند و ممکن است لزوما آن استانداردها براي بخش غيرنظامي مورد استفاده نباشد. اين يک بخش از بحث است. در کنار اين بخش، بخش خصوصي بهزعم من بنيه اينکه بتواند سرمايهگذاري صفر تا صد طراحي خاص را براي مصارف خاصي انجام بدهد، ندارد. مضاف بر اين مشکلات، بحث بازار نيز مطرح است که صد درصد در اختيار واردات قرار ميگيرد. وقتي کشوري مثل چين با قيمت پايين حدود دو تا سه ميليون، پهپادهايي را در اختيار ميگذارد، مصرفکننده نهايي ما ترجيح ميدهد يک مجموعه شسته رفته و آماده داشته باشد تا اينکه بخواهد سرمايهگذاري بلندمدتتري داشته باشد و هزينههاي R&D بپردازد. در حاليکه ممکن است کارايي دقيق و مدنظر ما را هم نداشته باشد و معمولا هم بخشي از آن کارايي را دارند. پس در اين حوزه بخش خصوصي از حمايت لازم براي اينکه هزينههاي R&D توسط نهادهاي سياستگذار  از جمله معاونت علمي به نحوي تقبل شود، تقريبا کمبهره يا بيبهره بوده است. نکته بعدي اين است که در بخش دولتي و بخشهاي استفادهکننده نيز فرهنگسازي لازم اتفاق نيفتاده است. مجموعههاي فعال دقيقا شناخته نشدهاند و تواناييهايي که يک چنين مجموعههاي پهپادي ميتوانند ايجاد کنند و تسهيلاتشان را کمتر ميشناسند و اگر هم بشناسند در قالب همين صحبتهايي است که بخش خصوصي براي آنها فراهم آورده است و قاعدتا نميتواند کامل باشد.

شايد بهتر باشد در بخشهاي سياستگذاري و در نهادهايي که مثل معاونت علمي ميتوانند تسهيلگر باشند، بحثهاي ليزينگ مطرح شود. براي مثال سازمان محيط زيست به عنوان يکي از ارگانهايي که ميتواند مصرفکننده پهپادها باشد، تا جايي که بنده اطلاع دارم از نظر مالي در مضيقه است. بنابراين اگر بخواهد اهميت آنها را بسنجد، به کارگيري پهپاد و استفاده از اين تکنولوژي براي بحث پايش در اولويتهاي آخر يا اولويتهاي چندم قرار خواهد گرفت. مضاف بر اين ممکن است زيرساختهاي تعمير و نگهداري، يعني زيرساختهاي استفاده نيز وجود نداشته باشد. بنابراين اگر بخشهايي مثل معاونت علمي، بخشهايي که سياستگذاريهاي کلان انجام ميدهند و نقشهراهها را ترسيم ميکنند، در بحث فرهنگسازي و زمينهسازيهاي مالي حمايت کنند، استفادههاي خيلي خوبي ميتواند از آن کرد و بازار خيلي خوبي وجود دارد.

¡ آيا توان تامين نياز داخلي و خارجي را داريم؟

به زعم من و با توجه به شناختي که در اين ده سالي که به صورت خاص در حوزه توليد پهپاد فعاليت ميکنيم، به دست آوردهايم، ممکن است در حوزه محمولهها، دوربينها، سنسورينگ و مانيتورينگ توان صنعتي ما به آن اندازه نباشد، ولي همگي قابل تامين هستند و ممکن است ملاحظهاي در موردش وجود نداشته باشد، ولي در مورد پهپاد قابليت اينکه با هر نوع ويژگي مورد نظر در کشور طراحي و توليد شود، بدون کمترين مشکلي وجود دارد. منتها نيازمند سرمايهگذاريهاي مالي است که متاسفانه در بخش خصوصي در اين فضا، چون عموما برخاسته از دانشگاه و شرکتهاي دانشبنيان هستند، آن بنيه مالي وجود ندارد و از طرفي نيز بازار بهشدت در اختيار واردات است. براي مثال نيروي انتظامي ما از مشتريان پر و پا قرص همين پهپادهاست. هم در بحث مبارزه با قاچاق، هم بحث کنترل ترافيک و کاربردهاي بيشماري که ميتوان برشمرد. متاسفانه خود نيروي انتظامي ما هم بعضا خريدهايي انجام دادهاند و انتظارشان برآورده نميشود و عملا نميتوانند استفادهاي کنند. هدف از بيان اين مسئله اين است که محصولات داخلي و شرکتهاي داخلي حتي از نظر ارگانهاي داخلي که نيازمندي و توان مالي هم دارند، مورد توجه قرار نميگيرند.

¡ آقاي دکتر يک سوال زيرساختي؛ چرا دانشبنيان؟ به عنوان يک شرکت دانشبنيان فعال در اين حوزه چه چيز باعث شد اين ريسک را کنيد و در اين فضا که فرصتها زياد هست، ولي چالشها به مراتب بيشتر است، وارد شويد و به عنوان شرکت خصوصي به دنبال فعاليتهاي دانشبنيان باشيد؟ دلايل شما بيشتر علاقه شخصي بوده است يا احساس نياز؟

شروع فعاليت شرکت از سال 1385 بود و بحث دانشبنيان شدن شرکت پايان سال 1393 اتفاق افتاد. ميتوان گفت جزو اولين شرکتهاي دانشبنيان حوزه هوايي در ايران هستيم. زماني که در اين حوزه شروع به فعاليت کردم، دانشجوي سال سوم دکترا بودم، هيئت مديره و هيئت موسس هم دانشجوي دکترا بودند، دو تا ديگر از نيروها نيز فارغالتحصيل فوقليسانس. همه هوافضا، گرايش سازههاي هوايي و همه دانشگاه پليتکنيک درس خوانده بوديم. زماني که شروع به فعاليت کرديم، تصوري نداشتيم که تا کجا ادامه خواهيم داد. برنامه‎اي از پيش تعيين شده نداشتيم. در ابتدا بيشتر يک حس کنجکاوي بود که چه ارتباطاتي ميشود با بخش صنعتي برقرار کرد. بعد از آن به سمت اينکه بخشي از درآمدهاي شخصي از محل فعاليت شرکت باشد، حرکت کرديم. به تدريج تيم احساس کرد پتانسيل اينکه به بخش دولتي سرويس بدهد، دارد و ارتباطات خوبي در بخش دانشگاه وجود دارد که لزوما در اين صنعت اتفاق نميافتد. سپس ما با يک پيشنهاد خيلي خوب براي طراحي صفر تا صدي يک پهپاد سنگين از مجموعه دولتي بزرگي مواجه شديم که اگر آن پيشنهاد وجود نداشت، شايد در حال حاضر شرکت سيگمايي به اين شکل و با اين قد و قواره نبود. بايد بگويم ارتباط همراه با حمايت و همراه با پروژه، يک زنجيره به هم پيوسته شده است و ما را به اينجا رسانده و کمک کرده تا شايد يکي از بهترين مجموعههايي باشيم که در بخش طراحي ورود کردهايم. در بخش پهپادي بخش اعظمي از زيرسيستمها را ميشناسيم. بخش عمدهاي از اين تجاربي که در اين شرکت کسب شده، مديون پروژه مادري است که انجام شد. اگر اين حمايتها از طرف يک مجموعه دولتي نبود، اين اتفاقات شکل نميگرفت. اگر حمايت صورت بگيرد، دستاوردهاي بزرگي خواهيم داشت. ما با يک مجموعه پنجاه، شصت نفره آن پروژه را انجام داديم که تقريبا دو سال و نيم طول کشيد. بخش پشتيباني آن پروژه هم يک سال طول کشيد که در يک قرارداد جدا انجام شد. منتها نکته اصلي اين است که در آن دو سال و نيم آنقدر تيم ما کوچک بود که اصلا براي بخش دولتي باورکردني نبود که بتوانيم در اين زمان کوتاه صفر تا صد طراحي يک پروژه را انجام دهيم. طراحيهاي مشابه حتي در ابعاد وزني سبکتر در يک بخش دولتي ممکن است پنج سال طول بکشد و هزينهاي که ميتواند داشته باشد، حداقل پنج تا ده برابر ميشود. در راستاي همين بحث بايد گفت که از آن تيم پنجاه، شصت نفره تقريبا سي درصد نفرات دانشجويان ليسانس بودند. دانشجويان سال سوم و چهارم ليسانس، يک پروژه کاملا حرفهاي را در کنار افراد باتجربهاي که تيم اصلي داشت و حمايت‎هاي فني که از طرف مجموعه کارفرما اتفاق افتاد، به سرانجام رساندند. اين پروژه واقعا در نوع خود بينظير بود. ما تمامي زنجيرههايي را که نياز بود، در کنار يکديگر قرار داديم؛ هم بخش دانشگاهي، اساتيدي که در دانشگاه بودند و هم بخش صنعتي و نخبههايي که در صنعت فعاليت ميکردند و نيروي انساني که شايد به ظاهر کمتجربه به نظر ميرسيدند، ولي پرانگيزه و سختکوش بودند.

ما در اين فرايند کارآموزاني داشتيم که بعد از دوره کارآموزي به عنوان مدير يکي از زيرسيستمها همکاري کردهاند. اين بخش خوب و مثبت اين پروژه است، ولي بعد از انجام پروژه مضيقههاي مالي که در کشور وجود داشت و با توجه به سياستهايي که بعضا با آنها در مجموعه دولت رو در رو هستيم، رفتهرفته باعث شد در آن پروژه به حاشيه رانده شويم و شرايط و اتفاقات به صورت غير عامدانه ما را به آن سمت حرکت داد. نکته مهمتر اينکه از تجارب بسيار گرانبهايي که شرکت در اين راستا پيدا کرد، کمترين استفادهاي در پروژههاي مشابه و در بخشهاي دولتي و دفاعي نشد.

ما تجارب موفق و شرکتهاي موفقي داشتيم که با کمترين زمان محصول داشتهاند، منتها متاسفانه خيلي به چشم نيامدهاند و با تغيير نگرش نسبت به حوزهها، حتي به مرز نابودي هم کشيده شدند. بحثي که ميگوييد چرا دانشبنيان؟ در واقع ميخواهم بگويم شايد روز اول بچههايي که جمع شدند، خيلي به دانشبنيان فکر نکرده بودند، ولي رفتهرفته حمايتهايي که از سمت برخي اساتيد اتفاق افتاد، باعث شد پر و بال بگيريم. الان که اينجا هستم شايد اگر بخواهم آن مسير را دوباره بروم، ممکن است اين انتخاب را نداشته باشم، چون خيلي اذيت شديم، خصوصا از سال 1392 به بعد. شرکتهاي خصوصي دانشبنيان ما، خيلي سخت کارهايشان را پيش ميبرند. يکي از مشکلاتي که در اين کشور به خصوص در بخش هوايي داريم، اين است که نظام مهندسي و رتبهبندي نداريم. ممکن است يک شرکت دو نفره بدون هيچ پشتوانه يا هر چيزي بتواند يک پروژه خيلي بزرگ را بگيرد. اين مسئله در حوزههايي مثل عمران و... خيلي متفاوت است. چندين و چند سال سازمان برنامه و بودجه وظيفه داشته است، شرکتها را در اين زمينه ارزيابي کند، رتبهبندي کند و امتياز دهد و براي شرکت آنها در مناقصات محدوديتهايي قائل شود. هر شرکت دولتي و غيردولتي نميتواند در هر مناقصهاي شرکت کند. متاسفانه اين فضا در حوزه هوايي ما وجود ندارد و وقتي قرار باشد پروژهاي را انجام دهند که از نظر تکنولوژي مشابه و مکمل فعاليتهاي قبلي شرکت است، به تجارب گذشته شرکت توجهي نميشود. در حال حاضر مجموعهاي مشابه پروژهاي را که ما انجام داديم، ولي از نظر تکنولوژي بالاتر انجام ميدهد. وقتي پله يک تا پنج را شرکت سيگما رفته، اگر قرار نيست پله پنج تا ده را انجام دهد، حداقل از تجارب آنها در مراحل پيشين استفاده شود. ولي ميبينيم اين کار در شرکت ديگري انجام ميشود، بدون اينکه از تجارب پروژههاي قبلي استفاده شود. بخشي از اين مشکل به دليل عدم وجود يک سازمان درست نظارتي است؛ سازماني که در آن اطلاعات کاملا گردش پيدا کند و از اين دست اتفاقات نيفتد.

¡ با توجه به اينکه شما آسيبشناسي اين حوزه را انجام دادهايد و اشارات خوبي به مشکلات شرکتهاي دانشبنيان داشتيد، چه پيشنهادهاي ديگري داريد که ضروري به نظر ميرسد؟ عدهاي معتقدند شرکتها پس از دانشبنيان شدن رها ميشوند و ديگر به آنها توجه نميشود. در اين مورد چه نکاتي وجود دارد که دولت بايد به آنها ميپرداخته و تاکنون نپرداخته؟

يکي از مشکلاتي که ما در اين چند سال اخير به صورت جدي داشتهايم، بحث مطالبات است. متاسفانه از اندوختههاي مالي حداقلي خود استفاده ميکنيم و کار را تحويل ميدهيم، ولي ماهها و بعضا سالها بايد بدويم تا مطالبات خود را به صورت قطرهچکاني بگيريم. بخشي از اين مطالبات را هم ممکن است هيچوقت نتوانيم بگيريم. به نظر ميآيد چنين نگاهي در دولت نيز به اين صورت شکل گرفته است که بخشي از اين مطالباتي که شرکتهاي پيمانکاري از وزارتخانههاي مختلف و شرکتهاي مختلف دولتي داشتهاند، از همان مبدأ (بانک مرکزي) در قالب اوراقي در اختيار شرکت قرار گيرد. شرکتهاي دانشبنيان چنين امتيازي را نداشتهاند، حداقل ما که نداشتهايم. اگر بشود در سطح کلانتر نسبت به شرکتهايي که قرارداد سنگيني دارند و به اندازه هشتاد درصد آن مبلغ در پروژه هزينه کرده است، به خودي خود ممکن است در آستانه ورشکستگي قرار بگيرد، چون آن شرکت دانشبنيان وضعيت مالي خوبي ندارد. اگر اين بحث مالي مثل يک جريان آب به شرکت نيايد، خود به خود نيروها از بين ميروند؛ نيروهايي که بخش اصلي دارايي يک سازمان هستند و برايشان کلي هزينه شده و آموزش ديدهاند و دانش شرکت در آنها ذخيره ميشود. اين براي ما نيز اتفاق افتاد که مطالبات خود را خيلي ريز و قطرهچکاني دريافت کردهايم و گاهي هم اصلا نگرفتهايم. در نتيجه بخشي از نيروها را از دست داديم و اين مشکل در شرکت همچنان ادامه دارد. اگر بشود مطالبات را در يک سبد مالي در قالب اوراق يا هرچيز ديگر داشت، شرايط خيلي متفاوت ميشود.

¡ از نظر شما عدم ماندگاري نيروي انساني نيز ناشي از همين مسئله است؟

با توجه به تجربهاي که در چهار سال اول فعاليت داشتيم و نيروهاي فارغالتحصيل شريف يا پليتکنيک با ما همکاري ميکردند، به صورت قطعي و جدي ميتوانم بگويم صرفا به دليل ايجاد يک فضاي علمي و چابک، آنها برنامه رفتن به خارج از کشور را بين دو تا پنج سال به تعويق انداختند. چيزي که براي آنها اهميت داشت، محيط کار علمي و چابک بود که آموزش نيز برايشان اتفاق بيفتد. نه اينکه بحث مالي برايشان مطرح نبوده، ولي در آن برهه حقوق نيروها خيلي کمتر از بخشهاي دولتي اطرافمان بود، اما نيروها باز هم دوست داشتند با ما کار کنند. بايد بگويم بخش اعظم اين بچهها در مهاجرت بيشتر از اينکه نگاه مادي داشته باشند، نگران اين هستند که آيا مورد استفاده قرار ميگيرند يا خير؟ نميتوانم بگويم صد درصد، ولي حداقل پنجاه درصد دغدغه آنها اين است که اگر در اين فضا کار کنند، مجموعهاي وجود دارد که از پتانسيل آنها استفاده کند؟ اگر چنين مجموعهاي پيدا کنند که از توانمنديهاي آنها استفاده کنند، خود به خود ماندگار ميشوند. اگر شرکتهايي وجود داشته باشند که حتي پنج سال رفتن آنها را به تعويق بيندازند، همين زمان هم براي کشور آورده بسيار خواهد داشت. دانشجويي که تازه فارغالتحصيل شده، انگيزه زيادي دارد و هنوز وارد پيچيدگيها و مشکلات زندگي نشده است. هنوز سنش آنقدر بالا نرفته است که آرمانخواهياش از بين برود و جاي آن را منفعت خانوادگي و فردي و روزمرگي بگيرد. بنابراين پنج سال بعد از فارغالتحصيلي فرد، زماني کليدي است و اگر ما با فعاليتهايمان همين مدت محدود هم آنها را در کشور نگه داريم، کمک بزرگي کردهايم، ولي متاسفانه در اين چند سال اخير به علت رکود کاري خصوصا در اين حوزه، افراد تمايل زيادي به ترک وطن دارند و اين کار را نيز ميکنند. افراد بسيار کليدي و نخبهاي را ميشناسم که در اين چند سال اخير کشور را ترک کردهاند؛ خيلي از افرادي که بر روي آنها سرمايهگذاري شده است و تخصص فني دارند. متاسفانه با توجه به مخارج و هزينهها شرکتهاي خصوصي نميتوانند همه اين نيروها را نگه دارند. کشور ما از نظر سرمايه انساني غني است و شايد بتوان اين نيروها را جايگزين کرد، ولي نيروهاي جايگزين نياز به آموزش دارند و تا به سطح تخصص فني برسند و تجربه به دست بياورند، کلي هزينه سربار براي شرکت دارد. لزوما هم تمام دانشي که افراد اوليه کسب کردهاند، در طي انجام پروژه و گزارشها به نفر بعدي منتقل نميشود. زمان نيز يک عامل هزينه ديگر است.

يکي ديگر از مشکلات شرکتها اين است که ارگانهايي که با آنها همکاري ميکند، قراردادهاي R&D را نيز به صورت بازرگاني ميبندند. يعني پوشش هزينههاي R&D را قبول ندارند. بسياري از قراردادهايي که توانايي اجرايي شدن آنها در کشور وجود داشته است، مثل ساخت يا مهندسي معکوس بسياري از قطعات هايتک پرندهها، در آنها ورود شده، تحقيق و رايزني شده و چالشها مورد بررسي قرار گرفتهاند، ولي به مرحله عقد قرارداد که رسيدهاند، قسمت بازرگاني پرداخت آن هزينه را تقبل نکرده است. در صورتي که وقتي از کشور ثالث نيز خريد ميشود، چون serial production دارند، هزينههاي R&D را به صورت سربار روي هزينه تمامشده محصول حساب کردهاند. قطعا بخش عمدهاي از شرکتهاي دانش‎بنيان با اين مشکل مواجه هستند. ما هنوز در مرحله نمونهسازي هستيم و به مرحله serial production نرسيديم و توقعي که از ما وجود دارد، اين است که با نمونههاي مشابه خارجي وارداتي رقابت کنيم کهserial production  دارند و قيمتي که براي فروش دارد، همه ملاحظات در آن منظور شده است. تا زماني که اين ديد وجود داشته باشد، در واقع از توليدکننده داخلي هيچ حمايتي نشده است. بخشي از اين حمايتها ميتواند توسط ستادهاي توسعه فناوري انجام گيرد. ولي متاسفانه نگاهها به آن صورت نيست، چه صندوق نوآوري و شکوفايي، چه خود ستادها. غالب حمايتهايي که براي شرکتهاي دانشبنيان وجود دارد، در قالب تسهيلات است. وقتي براي رسيدن به يک محصول پانصد ميليون تومان هزينه شود و از طرفي نيازمنديهاي صنعت در نظر گرفته شود که مثلا از هر محصول ده عدد مورد نياز است، قيمت تمام شده هر محصول خيلي بالا ميشود و اگر هزينههاي R&D را به صورت سربار بر روي محصولات تقسيم کنيم، کسي حاضر به پرداخت آن نميشود. ما مواجه هستيم با تسهيلاتي که اصلش را بايد ظرف دو سال يا نهايتا پنج سال پرداخت کنيم. مشتريها نيز عموما تعداد محدود از محصول ميخواهند و فکر اين نيستند که هزينه بخش R&D پوشش داده شود يا حداقل زمان بازپرداخت تسهيلات را بلندمدتتر کنند. يعني اگر بخشي که مربوط به طراحي و ساخت است، طي دو تا پنج سال بازپرداخت ميشود، هزينههاي بخش R&D را پانزده ساله بازپس بگيرند. بخش R&D را که بازگشت سرمايه طولانيمدت است، در نمونههايي که ميزان توليد حتي به صد يا دويست نمونه نميرسد، بايد بتوان سرشکن کرد. مثال ما براي يک نمونه Landing gear از صفر تا صد طراحي تا توليد را با شرايط بسيار دشوار از طرف کارفرما انجام داديم و درخواست تسهيلات کرديم تا بتوان بخشي از نقدينگي را پوشش داد. اولا فرايند عجيب و غريبي براي گرفتن تسهيلات وجود دارد، ثانيا فرمهايي که بايد پر شود به صورت عمومي توليد ميشود. براي مثال شما چه بخواهيد آدماس توليد کنيد و چه ارابه فرود، در طي  مراحل اداري و فرمها تفاوتي وجود ندارد. يعني نگاه به همه محصولات يک نگاه عام است.

¡ سوالي که در فرم پرسيده ميشود اين است که محصول شما با نمونه خارجي چه تفاوتي دارد؟ مسئلهاي که مطرح ميشود اين است که آيا نمونه خارجي اصلا در اختيار کشور هست؟

سوالي که در فرم پرسيده ميشود اين است که آيا تمام اطلاعات در مورد محصول در اختيار شما هست يا خير؟ خوب در مورد برخي محصولات اين سوال را ميتوان پرسيد، ولي در مورد محصولي با تکنولوژي بالا مثل ارابه فرود تمامي اطلاعات وجود ندارد. اصلا به اين مسئله توجه نميشود که ارابه فرود خارج از مسائل کسب و کار در اختيار کشور نيست و بايد کشور به خودکفايي برسد. در يک محصول مثل ارابه فرود، طراحي براي يک پرنده خاص صورت ميگيرد و نميتواند براي پرنده ديگري دقيقا همان محصول را به کار گرفت. هنگامي که يک شرکت قصد درخواست تسهيلات دارد با فرمهايي مواجه ميشود که سوالات بسيار عمومي ميپرسند. يا مشکل ديگري که در طي مراحل اداري درخواست تسهيلات با آن مواجه ميشويم، موانعي است که در موارد خاص به آن توجه نميشود. در موردي مثل مورد طراحي ارابه فرود، برخي اطلاعات بسيار محرمانه هستند و نميتوانند در اختيار سازمان ديگري قرار بگيرند و وقتي اين بحث مطرح ميشود، آنها اسمش را کسري مستندات ميگذارند و به اين شکل با آن برخورد ميکنند. همين مشکلات را با اداره ماليات و بيمه نيز داريم. مثلا اين ادارات ميگويند ما اصل قرارداد را نياز داريم، در صورتي که نميتوان در اختيار آنها قرار داد.

مشکل آخري که با آن مواجه شديم اين بود که صندوق نوآوري و شکوفايي براي ضمانتنامه بانکي يک نسخه اصل از کل قرارداد را خواست. صندوق از طريق شرکتهاي کارگزار خود اين کارها را انجام ميدهد. خوب در اين شرايط کمي مشکل است که تمامي مدارک و قراردادها در اختيار اين شرکتها قرار گيرد و نميتوان راحت اعتماد کرد. اين مسئله هم در بحث تسهيلات درخواستي وجود دارد و هم در بخش ضمانتنامهها. از ما ميخواهند کليه محصولات اعلام شوند يا براي مثال تمامي خصوصيات محصول را اعلام کنيم و دليل تمايز آن را نيز بگوييم. خب اين خصوصيات و تفاوتها اصل مسئله طراحي براي شرکت است. قطعا شرکت نميتواند آن را بهراحتي در اختيار عام قرار دهد. يعني توقعاتي وجود دارد که برآورده کردن آن امکانپذير نيست. مسائل امنيتي در سطوح پايين، يعني در سطح دانش فني خود شرکت نيز اين اجازه را نميدهد.

مثلا در پايان سال 94 براي بحث دانشبنيان بودن يا نبودن، براي ارزيابي به شرکت آمده بودند و ميخواستند مدارک و مستندات ما را خارج از فضاي شرکت مطالعه کنند. اين براي شرکت امکانپذير نيست. مطالعه چنين اسنادي با توجه به حوزه فعاليت شرکت که حوزه پهپاد است، حتي در داخل شرکت نيز بهسختي امکانپذير است و متقاعد کردن آنها براي چنين مطلبي به رايزنيهاي طولاني نياز دارد. با مطالعه اين اسناد اين دانش من است که در اختيار کارگزار قرار ميگيرد و من چگونه مطمئن باشم اين دانش در اختيار ديگران قرار نميگيرد؟ اينها مشکلات به ظاهر ريزي هستند که زمان و انرژي زيادي را از شرکتهايي مانند ما ميگيرند، ولي متاسفانه کسي به آنها دقت نميکند.

¡ براي جمعبندي مبحث از نظر شما فرايند دانشبنيان شدن در کشور و حمايتهايي که صورت ميگيرد، روند موفقي را طي ميکند؟ روند طراحي و توليد پرنده پهپاد چطور؟

قطع به يقين اگر اميدوارکننده نبود، همچنان در اين فضا ادامه نميداديم. بيان مشکلات بيشتر با هدف رفع اين مشکلات است. به نظرم اگر مجموعههايي مثل معاونت علمي و فناوري در سه حوزه اصلي اقداماتي انجام دهد، بسيار در پيشرفت شرکت‎هاي دانشبنيان مؤثر خواهد بود. اول تضمين بازار، يعني وقتي محصولي با کيفيت مطلوب توسط شرکتهاي دانشبنيان داخلي توليد ميشود، استفاده از توليدات داخلي ارجح باشد. صحبت از حمايت انحصاري مانند ايران خودرو و... نيست، بلکه صحبت از تضمين بازار براي محصولات دانشي است. مثل همين حوزهاي که ما فعاليت ميکنيم يعني پهپادها و حوزههاي پرندهاي ديگر. دوم بحث نقدينگي است. ما اگر بتوانيم مطالبات خود را با مکانيزمي فارغ از مجموعههايي که با آنها کار کردهايم، به نحوي ديگر دريافت کنيم، بخشي از مشکل نقدينگي شرکت حل خواهد شد و سوم اينکه براي بحثهاي حفاظت از دانش فني ما و اطلاعاتي که ممکن است بحثهاي امنيتي داشته باشد، نگاه ويژهاي به برخي شرکتها با توجه به حوزه فعاليتشان شود.

نکته ديگري را بگويم. متاسفانه شرکتهاي دانشبنيان خيلي به سمت محصولمحوري ميروند. محصول بسياري از شرکتهاي دانشبنيان دانششان است و در اينجا بحث دانش طراحي مطرح ميشود. شرکتي مانند ما کمتر توجه کرده است که دانش فني خود در واقع محصولي دانشبنيان است. ما در حال حاضر حداقل با سه شرکت بينالمللي در حال مذاکره هستيم که دانش فنيمان را بفروشيم. اين فروش دانش فني هم ميتواند ارزآوري، حتي بيش از گردش مليهاي داخلي داشته باشد. بنابراين لزوما نگاه شرکتها نبايد به داخل باشد. مجموعه معاونت علمي ساز و کارهاي خيلي مستحکمتري دارد براي اينکه راحتتر با اين مجموعهها همکاري کند. همانطور که مرکز همکاريهاي رياستجمهوري هم چنين نقشي را بازي کرده و موفقيتهايي نيز داشته است. دانش فني در کشور ما رسوخ کرده و کاملا قابل عرضه است. مثلا يکي از مشکلات ما براي فروش دانش فني بحث ليسانس نرمافزارهاست. اکثر نرمافزارهايي که در حال حاضر در کشور استفاده ميشوند، قفل شکسته هستند. توان خريد نسخه اورجينال براي يک شرکت خصوصي وجود ندارد، ولي اين امکان براي مجموعههاي بزرگتر فراهم است.

بحث بعدي در صنعت هوايي بحث استانداردها و صلاحيت پرواز است. در کشور ما براي اينکه بتوانيم گواهينامههايي نظير DOA (Design Organization approval) داشته باشيم و سازمان هواپيمايي کشوري بتواند براي شرکتهاي کوچکي مثل ما اين کار را انجام دهد، معضلاتي وجود دارد، ولي با حمايتهايي که معاونت ميتواند انجام دهد و با داشتن اين بخش، نگاه شرکتهاي خارجي نيز متفاوت خواهد بود.

بحث ديگر اينکه در حال حاضر ستادها و معاونت علمي چون در بدنه دولت هستند و نفرات بيشتري نيز در اختيار دارند، هم بهتر ميتوانند گفتوگوي کنند و هم لينکهاي بيشتري براي ايجاد ارتباطات بينالمللي ميشناسند. خيلي مواقع ممکن است شناخت شرکتهاي بينالمللي که بتوان با آنها همکاري کرد، براي يک شرکت دانشبنيان ممکن نباشد، ولي معاونت علمي بتواند آن را صورت دهد. کلام آخر اينکه ما ميتوانيم فروش دانش فني خوبي داشته باشيم، خصوصا با توجه به مزيتهاي دستمزدي که حداقل نسبت به اروپا داريم، اما نسبت به آن غفلت کردهايم. w

منبع:مجله دانش بنیان


٠٩:١١ - 1395/11/11    /    شماره : ٢١١٩٤    /    تعداد نمایش : ٣١٤


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر: