صفحه اصلی > اخبار 


  چاپ        ارسال به دوست

وام دادن به شرکتهاي نوآور خطاست!

گفت وگو با مدیرعامل صندوق سرمایه گذاری زیست فناوری

دکتر مهدي ديلم صالحي، مديرعامل صندوق سرمايه گذاري  زيست فناوري معاونت علمي و فناوري رياست جمهوري، دل خوشي از اعطاي وامهاي دولتي به شرکتهاي دانش بنيان و استارتآپها ندارد. او در توضيح اين رويکرد تاکيد دارد گذر از اقتصادي که ساليان سال به وام و تسهيلات عادت کرده، به سمت اقتصاد متمايل به مشارکت و سرمايه گذاري ، نيازمند صبر فراوان است. به اعتقاد ديلم صالحي، ابتدا بايد از دولت و دستگاههاي اجرايي شروع کرد و وام دادن را از سيستم آنها زدود و دستگاههاي مسئول گرنت و پذيرنده ريسک تحقيقات را مشخص کرد و منابع موجود آنها را به اين سمت سوق داد و پس از اين مرحله، با کمک بخش غيردولتي سرمايه گذاري  در مراحل آتي رشد يک طرح را به انجام رساند.

فکر ميکنيد چرا وي سيها در ايران مورد کملطفي خيلي از سرمايه گذارهاي سنتي قرار گرفته اند؟ 

سرمايه گذاري  ريسک پذير يا همان ويسي نيازمند پذيرش احتمال شکست و زيان در کنار احتمال موفقيت و سوددهي کسب وکار است. ساختار اقتصادي نامناسب، اعطاي سودهاي بانکي ثابتِ تنبل کننده بنگاهها که به کاهش علاقه سرمايه گذاران  به سرمايه گذاري هاي داراي ريسک هم منتهي ميشود، همچنين رشد حبابي بازار طلا، سکه، ارز و ساختمان و نبود فرهنگ مشارکت و سرمايه گذاري  مشترک در بين صاحبان طرحها و شرکتها و دهها دليل ديگر، عواملي براي عدم گرايش به سمت سرمايه گذاري  جسورانه است.

  هرچند حوزه استارتآپها و شرکتهاي دانش بنيان در ايران، هنوز در دوران جواني خود به سر ميبرد، اما نياز اين اکوسيستم به سرمايه گذاري  بسيار فراتر از چيزي است که در حال حاضر اتفاق ميافتد. به عقيده شما چه شيوه اي را بايد اتخاذ کنيم تا بتوانيم در حوزه سرمايه گذاري  داخلي، موفقتر عمل کنيم؟

گذر از اقتصادي که ساليان سال به وام و تسهيلات عادت کرده، به سمت اقتصاد متمايل به مشارکت و سرمايه گذاري ، نيازمند صبر فراوان است. براي اينکه بتوانيم فرهنگ سرمايه گذاري  را در داخل گسترش دهيم ابتدا بايد ابزارهاي مالي را که در اختيار دستگاههاي دولتي و شبه دولتي است، متناسب به دوره عمر و رشد هر طرح تعريف کنيم. مثلا اينگونه نباشد که همه با هم در داخل وام بگيريم و کسي پيشنهاد سرمايه گذاري  نداشته باشد و در آخر هم بگوييم چرا کسي مايل به مشارکت نيست. ابتدا بايد از دولت و دستگاههاي اجرايي شروع کرد و وام دادن را از سيستم آنها زدود و دستگاههاي مسئول گرنت، سيدماني و پذيرنده ريسک تحقيقات را مشخص کنيم و منابع موجود آنها را به اين سمت سوق دهيم و پس از اين مرحله، با کمک بخش غيردولتي سرمايه گذاري  در مراحل آتي رشد يک طرح را به انجام برسانيم. نميشود به شرکت دانش بنياني که از ابتداي هستي اش وام قرض الحسنه گرفته، بگوييم برود با يک سرمايه گذار شريک شود.

نکته مهم ديگر ايجاد فرهنگ مشارکت در بين صاحبان طرحها و ايده ها و شرکتهاي دانش بنيان است. خوب است دستگاههايي مثل معاونت علمي و فناوري و ستادهاي توسعه فناوريهاي راهبردي، پارکهاي علم و فناوري و مراکز رشد که بيشتر از سايرين با شرکتها در تعامل هستند بر اين موضوع تمرکز بيشتري داشته باشند و آموزشهاي لازم را با توجه به نمونههاي موفق ارائه کنند تا اين فضاي برد - برد بهتر ترسيم شود.

  در چه زمينه هايي اين نوع سرمايه گذاري  جسورانه بيشتر حضور دارد؟

در حال حاضر به نظر ميرسد بيشترين سرمايه گذاري هاي جسورانه در زمينه خدمات باشد. شرکتها و طرحهاي ارائه دهنده خدمات به دليل بازار مناسب و زودبازده بودن بيشتر مورد توجه سرمايه گذاران  قرار گرفته اند. اين در حالي است که کشاورزي و صنعت ظرفيت بسيار بيشتري دارد. مثلا در حوزه تجهيزات و ماشين آلات کشاورزي، افزايش بهره وري آب و خاک در کشاورزي، استفاده از کودهاي زيستي و زيست مهارگرها ظرفيت بسيار بالايي وجود دارد. يا اينکه در صنايعي مثل بيوتکنولوژي و توليد داروهاي پيشرفته در دنيا سرمايه گذاري هاي زيادي صورت گرفته که به دليل ريسک بيشتر و بلندمدت بودن دوره بازگشت سرمايه، کمتر به سمت آنها رغبت بوده است. خوشبختانه در دو، سه سال اخير و با حمايتهاي ستاد توسعه زيست فناوري معاونت علمي و فناوري، صندوق حمايت از سرمايه گذاري  زيست فناوري صرفا در اين راستا سرمايه گذاري  ميکند.

   فکر ميکنيد در حوزه وي سيها خلا قانوني داريم؟

در همه جاي دنيا دولت تسهيلگر است و قوانين مصوب، راهگشا و هدايتگر. ولي در اينجا وقتي حرف از قانون ميزنيد، معمولا معنايي جز ايجاد دست انداز و مزاحمت براي بخش خصوصي ندارد، بالاخص در حوزه دانش بنيان و استارتآپها که مخالفان فراواني نيز دارند. معتقدم نبايد هيچگونه قانون مجزايي براي ويسي تصويب شود و بهتر است همين قوانين فعلي بالاخص قانون تجارت و اصلاحيههاي آن در چند بخش بخصوص بخش ادغام و اکتساب و انحلال و... تغييرات اندکي داشته باشد که تسهيلگر فرايندهاي سرمايه گذاري  براي سرمايه گذاران  باشند.

  نقش استارتآپها و شرکتهاي دانش بنيان را در جذب سرمايه گذار چطور ميبينيد و آينده اين سرمايه گذاري ها را چطور ارزيابي ميکنيد؟

سرمايه گذاران  به دنبال منافع خود هستند و قطعا وجود استارتآپها و شرکتهاي دانش بنيان موفق تاثير بسزايي در گرايش سرمايه گذاران  به سمت اين حوزه خواهد داشت. حوزه هايتک به حوزهاي با «ريسک بالا و بازده بالا»

(High Risk- High Gain) معروف است و نمونه هاي موفق ميتوانند خطرپذيري بيشتر را در سرمايه گذاران  براي کسب بازده هاي بيشتر جلب کنند. به نظرم آينده متعلق به شرکتهاي دانش بنيان و بنگاههايي است که با علم روز حرکت ميکنند و از قافله نوآوري عقب نماندهاند. وضعيت سيستم بانکي کشور نيز به همين منوال نخواهد ماند و عاقبت ديگري را بايد تصوير کرد. اميدوارم که سرمايه گذاري  جسورانه با شيبي منطقي و بدون افزايش نمادي ناشي از شوکهاي دولتي افزايش يابد. ناگفته نماند که سرمايه گذاري  جسورانه آخر مسير نيست و نبايد آن را به عنوان هدف ترسيم کرد؛ بلکه ابزاري براي رسيدن به درصد بازدهي بيشتر و موفقيت افزونتر شرکتها و در نهايت رفاه بيشتر عمومي است.

  آيا پرداخت وامهاي بيشتر ميتواند به توسعه استارتآپها و شرکتهاي دانش بنيان کمک کند؟

وامها بايد متناسب با دوره عمر هر طرح و شرکت اختصاص يابد. استارتآپها نيازي به وام ندارند بلکه نياز به حمايتهاي معنوي و حمايتهايي مادي از جمله فضا و امکانات و منتورينگ دارند. وام، همان منابعي که بايد روزي برگشت داده شود، مانع دستيابي استارتآپها به هدف اصلي خود يعني تمرکز بر موفقيت ميشود. وام يعني دادن چک و سفته؛ وام يعني اعطاي وثيقه؛ وام يعني چند جا کار کردن تا يک آبباريکهاي براي بازپرداخت وام وجود داشته باشد؛ وام يعني اگر براي طرح هم خرج نکردي اشکالي ندارد، چون وثيقه اش را دادهاي؛ وام يعني افزايش بدهکاران بانکي و... بنابراين با اعطاي وام به اين اکوسيستم موافق نيستم.

 فعاليت ويسيهاي داخلي و سرمايه گذاري  خارجي در چه حوزه هايي متفاوت است؟

در حوزه بين الملل، ادبيات سرمايه گذاري  جسورانه به خوبي جا افتاده است و اين سرمايه گذاران  خارجي همه منابع را خودشان تامين نميکنند، بلکه از سايرين يعني LPها يا همان Limited Partners تامين مالي ميکند و مديريت را بر عهده دارند و خودشان نقش GP يا همان General Partner را ايفا ميکنند، اما در ايران عمده ويسيها خودشان LP هم هستند و منابع را هم تامين ميکنند. يعني هنوز اين ادبيات که کساني هستند که بهتر از شما ميتوانند منابع مالي شما را مديريت کنند، وجود ندارد و به همين دليل بايد بيشتر براي فرهنگسازي در اين زمينه وقت گذاشت.

منبع: مجله دانش بنیان


٠٩:٥٦ - 1396/11/03    /    شماره : ٣١١٢٢    /    تعداد نمایش : ١٣٠


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر: